غزل کویری |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
عنوان نمی خواهد
به یاد آن دل از شهر خسته بنویسم
کنار شعر دو رکعت نشسته بنویسم
(سید حمید رضا برقعی)
و اما غزل ام......
قلم تراشیدم از ستاره بنویسم
بر آسمان دو سه دفتر شراره بنویسم
وضو گرفته ام اما اجازه می خواهم
به نام نامی زینب دوباره بنویسم
اگر اجازه دهی بانو از حسین تو نه
ز لحظه هایی همچون هزاره بنویسم
نمی شود که بگویم ز عصر تاسوعا
به یاد ظهر دهم بر مناره بنویسم
تمام خیمه غزل بود و وای من هیهات
چگونه از مه بدرش اشاره بنویسم
و خواستم که ز دست اش کسی خبر نشود
که در لفافه و با استعاره بنویسم
کنار خیمه سرودن غزل که آسان نیست
خدا کند بشود چهار پاره بنویسم
به یاد مشک سر افکنده از زبان فرات
که از رقیه و از گوشواره بنویسم
وسیل اشک که آمد به ناله می خواهم
به گوشه ای بخزم از کناره بنویسم
کنار علقمه زانو زدم فرات ای عشق
به کربلا بطلب تا دوباره بنویسم.......
| لینک | ۱۳۸٧/۱٠/٢٧ - مستان |
می توانی از خواب بیدار شوی
قرص سر درد بخوری
به آینه لبخند بزنی
ماتیک گل اناری بمالی
حتی می توانی به پنجره شکلک در آوری
یا ممکن است روسری گلدارت را اتو کرده باشی
و کفشهای ورنی ات را جلوی در گذاشته باشی،
با این حساب تو غلط انداز ترین دختر این شهری
این را می شود از نگاه جوانک گلفروش فهمید،
وقتی چهار راه را بند می آورد پشت سرت...
من اما باید سکوت کنم
و کاش کسی می دانست
سطرهای مهمتر این شعر سانسور شده اند....
| لینک | ۱۳۸٧/۱٠/٥ - مستان |

